معماری،آموزش معماری،معماری ایران،معماری اصفهان،معماری یزد،معماری آثار مشهور دنیا،مقاله معماری،جزوه معماری،پایان نامه معماری،معماری آسان،قبولی در رشته معماری،نقشه کشی،آموزش نقشه کشی،دانلود نرم افزار معماری،عکس معماری،بنایی،گالری معماری،طراحی معماری

دیالوگ: جدایی نادر از سیمین

دیالوگ: جدایی نادر از سیمین

دسته بندی : معماری ایران تاریخ : جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷

نویسنده و کارگردان: اصغر فرهادی
محصول: ۱۳۸۹
***
قاضی(بابک کریمی): خانوم، شما ضامن دارید؟
راضیه(ساره بیات): ضامن برا چی آقا؟!
قاضی: یه کارمند دولتی، یه کسی که جواز کسب داشته باشه.
حجت(شهاب حسینی): ضامن برا چی آقا؟!
قاضی: ضامن باید داشته باشید دیگه، الان متهمید.
حجت: چی کار کرده مگه متهمه؟!
قاضی: طبق شکایت متقابلی که ایشون کردن ازش خانوم قبول کردن که پدر ایشون رو بستن به تخت و درم قفل کردن و رفتن دیگه.
حجت: بابا حاج آقا این بچش مرده!
قاضی: صداتو بیار پایین گفتم.
حجت خطاب به نادر(پیمان معادی): تو خجالت نمی‌کشی؟ تو مردی؟
راضیه: حاج آقا به قرآن این اعصابش خورده. به خدا اعصابش…
قاضی: نمی‌شه که دو روزه هر چی ملاحظه‌شو می‌کنیم گوش نمی‌ده.
راضیه: به قرآن تو این یه ماهه یه روز در میون هر شب زندان بوده. تمام این طلبکاراش چکاشو گذاشتن اجرا. التماس خدا رو کردم که بزارن بیاد بیرون. تو رو خدا حاج آقا ازت خواهش می‌کنم. حاج آقا شما نگاه کن. شما اینا رو ببین. [قرص‌ها را نشان می‌دهد]
نادر: حاج آقا می‌تونم خواهش کنم یه بزرگواری بفرمایید ایندفعه رو گذشت کنید.
راضیه با گریه: حاج آقا به قرآن راستشو دارم می‌گم. به خدا دروغ نمی‌گم.
نادر: حاج آقا خواهش می‌کنم ازتون.
راضیه: حاج آقا از وقتی که بیکار شده افسردگی گرفته دست خودش نیست. خدای من شاهده! حاج آقا تو برادر بزرگشی.

نوشته دیالوگ: جدایی نادر از سیمین اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 2
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.