معماری،آموزش معماری،معماری ایران،معماری اصفهان،معماری یزد،معماری آثار مشهور دنیا،مقاله معماری،جزوه معماری،پایان نامه معماری،معماری آسان،قبولی در رشته معماری،نقشه کشی،آموزش نقشه کشی،دانلود نرم افزار معماری،عکس معماری،بنایی،گالری معماری،طراحی معماری

«حَوِّل حالِنا» یعنی چه

«حَوِّل حالِنا» یعنی چه

دسته بندی : معماری ایران تاریخ : چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷

دکتر محمد بقایی (ماکان)
انسان وقتی به توانائیها و ارزشهای خود واقف نیست به تدریج خویشتن خویش را گم می کند و سرانجام بدل به موجودی منفعل می شود که از انجام وظایف واقعی باز می ماند و از مرتبه انسانی فرو می افتد. از آنجا که هر جامعه ای از افراد شکل می گیرد، چنانچه این روش همگانی شود، آنگاه از ابداع و ابتکار و خلاقیت باز می ماند و به موجودی بدل می شود که مدام دست نیاز به سوی این و آن دراز می کند، یا چشم به راه است که دستی از غیب برون آید و کاری بکند، حال آن که دستگاه خلقت توانائیهایی به وی داده که می تواند به مددش کائنات را نیز تسخیر کند و چندان تعالی یابد که مِهر و ماه از علائم مسافت شمار سر منزلش باشند. شاهد این دعوی پیشرفتهای شگفت آوری است که جوامع پیش رفته در همه زمینه ها به چشم مردمی از خود رمیده می کشند که خویشتن خویش و توانائیهای ذاتی خود را به طاق نسیان سپرده و نه تنها در طول سال پس از هر عطسه ای حاجت خود را از دستگاه آفرینش می طلبند و همه چیز را از آن می خواهند، بلکه در آغاز هر سال نیز دل خوش می کنند به این که با ذکر «حوّل حالنا» عنایاتی از سوی آن مرکز هدایت نصیبشان شود، بی آن که دستی از آستین عمل برآرند و بدانند که استعدادهای هر فرد در جامعه ای آزاد و با ذهنی سالم شکوفا می شود و اگر چنین زمینه ای مهیا نباشد از هزار «حوّل حالنا» کاری برنمی آید، زیرا بنابر نصّ صریح اگر انسان برای تحول معنوی و مادی خویش گام اول را برندارد، اگر توانائیهای درون خود را آشکار نسازد، اگر با مشکلات پیش رو مقابله نکند و تنها به تماشا بنشیند و با خود بگوید «الخیرُ فی ما وقع»، آنگاه تا حد جماد و نبات تنزل می کند و فقط ظاهری مانند انسان خواهد داشت. اگر جز این می بود سعدی به طعنه نمی فرمود:
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
بنابراین تعالی معنوی و رشد من آدمی نیاز اولیه هر فرد و جامعه ای است تا پس از آن بتواند به سوی بهترین احوال گام بردارد. این که تعالی روحانی و بالندگی من آدمی مبتنی بر تغییر و اصلاح نفسانی یک جامعه است نه تنها در ادب اسلامی بلکه در آئین کهن ایرانی نیز مورد تاکید قرار گرفته. انسانی که از همان آغاز آفرینش در مسیحیت با «گناه فطری» و در اسلام «ظلوم و جهول» به هستی آمده و بار طاقت فرسای این خصایص دهشتناک تا ابد برگرده اش نهاده شده مگر به همت خود بر مصایب زندگی فایق آید. در این صورت است که «حوّل حالنا» تحقق و معنا می یابد وگرنه آدمی از همان آغاز مشمول «احسن الحال» می شد تا اندیشمندان پرسشگری مانند خیام و حافظ و اقبال و نیچه در کار خلقت و قوانین طبیعی به چون و چرا نپردازند.
این کلمات آرزومندانه که از عصر صفوی تاکنون در آغاز هر سال امیدوارانه از قلب مردم صافی ضمیر بر می آید و بر زبانشان روان می شود بی آن که در سال نو بوی بهبود از اوضاع جهان و زندگی خویش بشنوند به هر زبان که خوانده شود تا تغییر در نفس خواننده پیش نیاید به باران بی رمقی می ماند که بر شوره زاری ببار.
در جامعه ای که هنوز ده میلیون بی سواد مطلق وجود دارد، طبیعی است که فهم «حوّل حالنا» و آنچه به دنبالش می آید برای بسیاری سخت دشوار است و در نتیجه هر ساله مثل طوطیان شکرشکن الفاظی را پای سفره هفت سین تکرار می کنند که به ژرفای آن راه نمی یابند. اکنون که یعقوبی نیست تا بگوید «چیزی را که اندر نیابم چرا باید گفت» چه خوب می بود سالی هم ترجمه آن از سوی رسانه ای که لابد- نه لابد حتماً- در ملّی بودن و پاسداشتش از زبان فارسی و ارزشهای ایرانی جای هیچ تردیدی نیست به زبانی خوانده می شد تا فهم آن برای عامه مردم از جمله برخی سینماگران آسان شود، بخصوص برای آن که می گوید «من ایرانی ام» و به رغم سالها همجواری و مصاحبت با عرب زبانان معنای درست «حول حالنا» را پس از هفتاد سال در پیرانه سری در نیافته و از این رو چون تفاوتی میان تلوّن و تحول نمی بیند کارش به گل مالی می انجامد و درب ساختمان شورای صنفی را گل می گیرد بی آن که بداند «در» گناهی ندارد، زیرا هر دری که باز می ماند یا بسته می شود محصول ذهن یا اذهانی است که چنان و چنین می خواهند. اگر کسی اهل گل گرفتن است می بایست سالها پیش جلوی ذهنهایی را گل می گرفت که نمی دانند «حول حالنا» یعنی چه، و از این رو گذشته خنده آور خویش را به سادگی فراموش می کنند و هر از گاهی به شکلی در می آیند و مظلومانه بانگ و فریاد برمی آورند که مسلمانی نیست. به نظر می رسد اگر یک سال ترجمه منظوم حضرت شفیعی کدکنی از رسانه ای که در ملّی بودنش به ضرس قاطع جای هیچ شبهه ای نیست برای مردم فارسی زبانی که در مرز پرگهر پای سفره هفت سین نشسته اند خوانده شود، شاید گرهی از کار فرو بسته شان باز شود:
ای ز تو نور دل و دیدار ما گردش اندیشه ی بیدار ما
ای ز تو رویان زمستان و بهار ای تو گرداننده لیل و نهار
ای ز تو تغییر حال و سالها حال ما را کن تو خوش تر حالها

نوشته «حَوِّل حالِنا» یعنی چه اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 2
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.